و چون مي يافت، به دنبال عيب هايش مي گشت....
و جون او را از دست مي داد، به دنبال خاطراتش مي گشت...
او رشته هاي مودت را «مي گسست» و دل ها را «مي شكست» ...
و باز هم او همچنان تنها بود!
برای تعامل با انسان ها به ایشان« باید مهر ورزید»
و در وفاداری به ارزش ها «نباید لرزید»!
برچسب: تنها,
نویسنده: بهنام افشاری